تبلیغات
مطالب جذاب و خواندنی - نوستالژی 3
جمعه 28 مهر 1391

نوستالژی 3

   نوشته شده توسط: MBN    نوع مطلب :ویژه بچه های دهه ی شصت 60 ،

شما یادتون میاد  2  !!!

ویژه دهه ی 60

شما یادتون میاد، وقتی مشق مینوشتیم پاک کن رو تو دستمون نگه میداشتیم

بعد عرق میکرد، بعد که میخواستیم پاک کنیم چرب و سیاه میشد و جاش میموند

دیگه هر کار میکردیم نمیرفت، آخر سر مجبور میشدیم سر پاک کن آب دهن بمالیم

بعد تا میخواستیم خوشحال بشیم که تمیز شد، میدیدیم دفترمون رو سوراخ کرده !

شما یادتون میاد، اون قدیما هر روزی که ورزش داشتیم با لباس ورزشی می رفتیم مدرسه

احساس پادشاهی می کردیم که ما امروز ورزش داریم، دلتون بسوزه !

شما یادتون میاد، سر صف پاهامونو
۱۸۰ درجه باز می کردیم تا واسه رفیق فابریکمون جا بگیریم !

شما یادتون میاد: آن مان نماران، تو تو اسکاچی، آنی مانی کَ. لا. چی !

شما یادتون میاد، گوشه پایین ورقه های دفتر مشقمون، نقاشی می کشیدیم.

بعد تند برگ میزدیم میشد انیمیشن

شما یادتون میاد، صفحه چپ دفتر مشق رو بیشتر دوست داشتیم

به خاطر اینکه برگه های سمت راست پشتشون نوشته شده بود

ولی سمت چپی ها نو بود !

شما یادتون میاد، آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم درستون کجاست

اونا یه درس از ما عقب تر باشن !

شما یادتون میاد، برای درس علوم لوبیا لای دستمال سبز میکردیم و میبردیم سر کلاس پز میدادیم !

شما یادتون میاد، با آب قند اشباع شده و یک نخ، نبات درست میکردیم میبردیم مدرسه !

شما یادتون میاد، تو راه مدرسه اگه یه قوطی پیدا میکردیم تا خود مدرسه شوتش میکردیم !

شما یادتون میاد: دفتر پرورشی با اون نقاشی ها و تزئینات خز و خیل !

شما یادتون میاد تو دبستان وقتی مشقامونو ننوشته بودیم معلم که میومد

بالا سرمون الکی تو کیفمونو می گشتیم میگفتیم خانوم دفترمونو جا گذاشتیم!!

شما یادتون میاد: چی شده ای باغ امید، کارت به اینجا کشید؟؟

دیدم اجاق خاموشه، کتری چایی روشه، تا کبریتو کشیدم، دیگه هیچی ندیدم !

شما یادتون میاد، برگه های امتحانی بزرگی که سر برگشون

آبی رنگ بود و بالای صفحه یه “برگه امتحان” گنده نوشته بودن

شما یادتون میاد، با آب و مایع ظرفشویی کف درست میکردیم،

تو لوله خالی خودکار بیک فوت میکردیم تا حباب درست بشه !

شما یادتون میاد، توی خاله بازی یه نوع کیک درست میکردیم به اینصورت که بیسکوییت

رو توی کاسه خورد میکردیم و روش آب میریختیم

اییییی الان فکرشو میکنم خیلی مزخرف بود چه جوری میخوردیم ما

شما یادتون میاد: انگشتر فیروزه، خدا کنه بسوزه !

شما یادتون میاد، اون موقعها یکی میومد خونه مون و ما خونه نبودیم

رو در مینوشتن: آمدیم منزل، تشریف نداشتید!!

شما یادتون میاد، بچه که بودیم به آهنگها و شعرها گوش میدادیم و بعضی ها رو اشتباهی

میشنیدیم و نمی فهمیدیم منظورش چیه، بعد همونطوری غلط غولوط حفظ میکردیم !

شما یادتون میاد، خانواده آقای هاشمی رو که میخواستن

از نیشابور برن کازرون، تو کتاب تعلیمات اجتماعی !

شما یادتون میاد: دختره اینجا نشسته گریه می کنه زاری میکنه از برای من یکی رو بزن!!

یه نفر هم مینشست اون وسط توی دایره، الکی صدای گریه کردن درمیآورد !

شما یادتون میاد، با مدادتراش و آب پوست پرتقال، تارعنکبوت درست می کردیم !

شما یادتون میاد، وقتی دبستانی بودیم قلکهای پلاستیکی سبز بدرنگ یا نارنجی به شکل تانک

یا نارنجک بهمون می دادند تا پر از پولهای خرد یک تومنی دوتومنی پنج تومنی بکنیم

شما یادتون میاد، همسایه ها تو حیاط جمع می شدن رب گوجه می پختن.

بوی گوجه فرنگی پخته شده اشتهابرانگیز بود،

اما وقتی می چشیدیم خوشمون نمیومد، مزه گوجه گندیده میداد !

شما یادتون میاد، تو کلاس وقتی درس تموم میشد و وقت اضافه میآوردیم،

تا زنگ بخوره این بازی رو میکردیم که یکی از کلاس میرفت بیرون،

بعد بچه های تو کلاس یک چیزی رو انتخاب میکردند، اونکه وارد میشد،

هرچقدر که به اون چیز نزدیک تر میشد، محکمتر رو میز میکوبیدیم !

شما یادتون میاد، دبستان که بودیم، هر چی میپرسیدن و میموندیم توش،

میگفتیم ما تا سر اینجا خوندیم !

شما یادتون میاد، خانم رضایی رو (مجری برنامه کودک شبکه یک رو)

با اون صورت صاف و صدای شمرده شمرده ش !همیشه  دوست داشتم مامانم باشه


 

شما یادتون میاد: سه بار پشت سر هم بگو:

گاز دوغ دار، دوغ گازدار!! یا چایی داغه، دایی چاقه !

شما یادتون میاد، صفحه های خوشنویسی تو کتاب فارسی سال سوم رو !

شما یادتون میاد، قرآن خوندن و شعار هفته (ته کتاب قرآن) سر صف نوبتی بود

برای هر کلاس، بعد هر کس میومد سر صف مثلا میخواست با صوت بخونه میگفت:

بییییسمیلّـــَهی یُررررحمـــَنی یُرررررحییییییم

شما یادتون میاد: تو دبستان سر کلاس وقتی گچ تموم میشد،

خدا خدا میکردیم معلم به ما بگه بریم از دفتر گچ بیاریم !

همیشه هم گچ های رنگی زیر دست معلم زود میشکست،

بعدم صدای ناهنجار کشیده شدن ناخن روی تخته سیاه

شما یادتون میاد، یکی از بازی محبوب بچگیمون کارت جمع کردن بود،

با عکس و اسم و مشخصات ماشین یا موتور یا فوتبالیستها


 

شما یادتون میاد، قدیما تلویزیون که کنترل نداشت،

یکی مجبور بود پایین تلویزیون بخوابه با پاش کانالها رو عوض کنه !

شما یادتون میاد، اون مسلسل های پلاستیکی سیاه رو که وقتی ماشه اش

رو میکشیدی ترررررررررررررترررررررررر ررر صدا میداد !

شما یادتون میاد، خط فاصله هایی که بین کلمه هامون میذاشتیم یا

با مداد قرمز بود یا وقتی خیلی میخواستیم خاص باشه ستاره می کشیدیم !


 

 

شما یادتون میاد: گل گل گل اومد کدوم گل؟ همون که رنگارنگاره برای شاپرکها یه خونه قشنگه.

کدوم کدوم شاپرک؟؟ همون که روی بالش خالهای سرخ و زرده، با بالهای

قشنگش میره و برمیگرده،میره و برمیگرده.. شاپرک خسته میشه…

Ashleigh
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 11:46 ق.ظ
I was suggested this web site by my cousin. I'm not sure whether this post is
written by him as no one else know such detailed about my trouble.
You're incredible! Thanks!
BHW
دوشنبه 4 اردیبهشت 1396 11:18 ق.ظ
Howdy, i read your blog occasionally and i own a similar one
and i was just curious if you get a lot of spam remarks?
If so how do you protect against it, any plugin or
anything you can advise? I get so much lately it's driving me insane so any help is very
much appreciated.
BHW
پنجشنبه 24 فروردین 1396 02:42 ق.ظ
Admiring the time and effort you put into your website and detailed information you provide.
It's great to come across a blog every once in a while that isn't the same unwanted rehashed material.

Excellent read! I've bookmarked your site and I'm adding your
RSS feeds to my Google account.
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 01:56 ب.ظ
It's remarkable for me to have a web site, which
is beneficial in favor of my know-how. thanks admin
آیگین
یکشنبه 17 فروردین 1393 10:26 ق.ظ
سلام
عالی بود مطالبتون
یه حس غریبی پیدا کردم با خوندنشون
من متولد 64 هستم
شاید بچه های دهه هفتاد هم تجربه کرده باشن اما برا ما دهه شصتیا خیلی خاصتر هستن این مطالب
البته من بچه های دهه هفتادم دوست دارم اونا هم ماهن
ساناز
چهارشنبه 13 آذر 1392 03:57 ب.ظ
بابا اقا محسن این خرس گنده های متولد دهه ی60 را بیرون کن .فقط دهه ی70 خصوصا سال تولد من که 77
ساینا
جمعه 12 مهر 1392 07:59 ب.ظ
منم دهه هفتادی ام ولی خیلی از این مواقع تو زندگیم پیش اومده ,ولی خداییش قشنگ بود
سحر
یکشنبه 31 شهریور 1392 11:52 ق.ظ
سلام
مرسی خیلی قشنگ بود مخصوصاً قسمت آخرش
naghme
شنبه 29 تیر 1392 11:28 ق.ظ
:)))))
محششششششششششششششششر بود
برائه
دوشنبه 9 بهمن 1391 07:36 ب.ظ
من متولد 73 هستم ولی باز خیلی از این کارا رو انجام دادم.خیلی چیزا مختص یه دوره خاص نیست بلکه چیزیه که تو وجود همه ی ادما هست و ممکنه ی همه خیلی از این کارارو انجام داده باشن نه فقط دهه شصتیا.به هر حال مطالبتون حرف ندارن من یکی که کلی لذت بردم
زهره
شنبه 7 بهمن 1391 10:16 ب.ظ
سلام آقا محسن دستتون دردنکنه یادگذشته افتادم موفق باشید
حمید
دوشنبه 4 دی 1391 05:06 ب.ظ
دستتون درد نکنه یاد گذشته افتادم
هستی
چهارشنبه 24 آبان 1391 03:22 ب.ظ
به نظر من شما یه گوله نمکید خیلی باحال بود
شیما
دوشنبه 8 آبان 1391 04:26 ب.ظ
دمت گرم واقعا خسته نباشی گل کاشتی متولد 68 هستم ولی اکثر این کارهاروانجام دادم جدی همش برام خاطه بود دستت طلا انرژی دادی
مهدیه
دوشنبه 1 آبان 1391 09:49 ب.ظ
با اینکه متولد اواخر 69 هستم ولی 90 درصد این مطالب برام آشنا بود و انجامش دادم.
نسرین
شنبه 29 مهر 1391 04:37 ب.ظ
خیلی قشنگ بود ما را بردی به قدیما

ممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر